اسكندر بيگ تركمان
887
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
[ 626 ] زخم زمانه ابواب فراغت و عافيت مسدود ساخته ديدهء فتنه كه در خواب راحت بود باز شد و جهان آرميده بهم برآمده و لوله و آشوب از سر گرفت دست حادثه درازى نمود مفسدان سرحدها ديگر باره فسادها انگيخته خيالات فاسد بكاخ دماغشان راه يافت . بيت پريشان شد ايام چون زلف يار * پرآشوب شد عرصهء روزگار خبرهاى موحش ز هر سو رسيد * كه يك چند شد خوشدلى ناپديد القصه اخبار موحش از هر سو رسيدن گرفت كه موجب حركت لشكرها و تلاطم امواج صحن گرديده بنيان معاهده و مصالحه سلطان روم بر مثال خانهء نااستوار اطفال كه بر رهگذار سيل سازند انهدام و اختلال پذيرفت اما بنيروى اقبال همايون و مساعدت اختر بخت ميمون هر گونه فتورى روى نمود عنقريب باصلاح مقرون گشت چنانچه هر يك در محل خود سمت گزارش خواهد يافت اعظم اخبارى كه در ايام اقامت اصفهان رسيد معاملهء روميان است كه سلطان احمد خان بن سلطان محمد بن سلطان مراد خواندگار روم بعد از قتل نصوح پاشاى وزير اعظم كه مرد صلاح انديش كاردان و واسطهء صلح بود با آنكه ايلچيان هر طرف با نامههاى دوستانه و لوازم محبت و دوستى بروم رفته در آنجا بودند و امريكه موجب نقض عهد و اختلال باشد از اينطرف صدور نيافته بود بسخنان دروغ بيفروغ دو جاهل نادان گرجى و اندك فتورى كه در اين سال در گرجستان و شيروان روى داده بود و شرح آن در ذيل متبين ميگردد و اغواى چندى از نزديكان خود كه در حريم عزت و سراى دولت نقض عهد سلطان روم نشو و نما يافته از سرپنجهء روزگار سيلى حادثه نخوردهاند و در مراحل نشيب و فراز فتور و فتن آبله پاى نگشته از عالم بيخبرند بيحوصلگى كرده معاهده و پيمان را بر طاق نكث و نسيان نهاده محمد پاشا مشهور باكوز محمد وزير اعظم را سردار كرده بجانب عجم ميفرستند حضرت اعلى بنا بر رعايت حزم و احتياط عليقلى خان ديوان بيگى شاملو را از درگاه معلى بجانب دارالسلطنهء تبريز فرستادند كه باتفاق امراء آذربايجان در آنجا اقامت نموده اگر اين خبر مطابق واقع باشد از سرحد خبردار بوده حقايق حالات معروض دارد كه بدانچه صلاح دولت قاهره بوده باشد به عمل آيد و كس فرستادند كه قلعه گنجه را كه اعتمادى بر متانت و استحكام آن نيست خراب سازند و مقرر شد كه محمد خان زياد اغلى قاجار بيگلربيگى از گنجه بقلعهء تفليس نقل نموده من بعد در آنجا اقامت نمايد و خوانين عظام مذكور پذيراى فرمان گشته هر يك بدانچه مأمور بودند به عمل آوردند و چون عليقلى خان و امراء چند گاه در تبريز اقامت داشتند بوضوح پيوست كه سردار مزبور با عساكر روم بسرحد رسيده در ديار بكر و آن حدود قشلاق اختيار نمودهاند كه در سال آينده لشكر بر سر قزلباش كشند اما از آوازهء وصول لشكر در گرجستان و شيروان هر طرف فتنهها روى نموده مفسدان هر طايفه را هواى خودسرى و طغيان بر سر افتاده بر همزن هنگامهء عافيت مسلمانان شدهاند چنانچه در ذيل اين اوراق مرقوم كلك شيرين مقال ميگردد .